افسردگي در زنان وراههاې درمان
مقدمه
دركشورها وجوامع مختلف خشونت وبي كفايتي عليه زنان ، اطفال وهم چنان اشخاص داراي معلوليت به ګونه ها ي مختلف وجود دارد،اين خشونت ها وبي كفايتي ها ناشي ازيك تعدادعرف وسنت ها ملل ها ويا عدم اګاهي انها ازارزشهاي اجتماعي واخلاقي ويا تاثيرات ناګوارجنګ برتربيت مردم مي باشد وباتاسف باېدګفت فغانستان كه يك كشوراسلامي بوده و متاسفانه كه ازسالهای متمادی ای نه طبقه روشن فکرونه طبقه روحانی به طوراساسي ومتواتربرای نهادينه شدن زندګې شهروندې كانون ونظام خانواده فعالېت هاي بنېادی وګسترده ی انجام نه داده انديا اګريك تعدادفعاليت ها دربعضي حاكميت هادراين كشورصورت ګرفته انها به ديتكه وفرمايش ديګران بوده ويا هم مغايربا اصول وارزشهاي اسلامي بوده كه متاسفانه موثريت شان كه هرګزديده نشده ولي زيانها شان تا سالهاي سال دامنګيرما شده وفقدان نظام مدني واجتماعي را درخانواده ها به فلاكت كشانده كه مثال زنده اش رادوره نظام كمونيستي ودوره نظام طالبان ميتوان ګفت، اېن نافهمې ها وبې کفاېتې ها سبب شده که تعدادزېادمردم اېن کشورهنوزهم زندګې بدوي داشته اند وياازفضايل ومسايل اسلامي دورنګاه داشته اندوخواسته وناخواسته براساس عدم اګاهی شان با مدنېت ،فرهنګ وزندګې متمدن اسلامې واجتماعې علاقه ی خاص ازخودبروزنه داده انديا كه يك تعدادعرف وعنعنات كه هيچ ربط به مسايل وفضايل اسلامي ندارد ديده ميشودكه تعدادزياد مردم به انها به حقايق باورها ديني عقيده دارندومي پذيرند ،ازګزشته وتا حالاهم تعدادزېادمردم اېن کشور به اېن فکربودند وهستند که برای سه وقت غذا مقدارګوشت ونان ګندم بدست ارند ؛ بخورند وبخوابند به قول معرف ازخوېش به شکم پېش بودند.،ازمساېل اسلامی اعم فقط چندکلمه ی مېدانند وبس و وقتې که پول بدست اوردند سه ، چهارتا زن ګرفتند ودودرجن فرزندتولدکردن ؛ ېک نفرنشد پېدا که سرماېه ی خود برای دېګرارزشهای انسانې مصرف کند؛ تعدادزياد به فکرهوس ونفس پرستې بودند وهستند ؛اېن غفلت ها ونااګاهی ها سال به سال برېکدېګرافزودندکه پېش ازسه ده جنګ وخشونت های طبقاتی ، مذهبې، زبانی وقومې دربطن جامعه تولدشد ؛تا بلاخره سرطان جنګ ،جناېت وبداخلاقې های قومي ،خانوادګی واجتماعې درسلولهای پکېرجامعه مثل غده سرطان هرروزرشد نموده و همه ارزشهای انسانی که ضامن تکامل حېات انسانها وتمدن جامعه بوده لګدمال شد ودرجا خالېء صلح ، عدالت ،زندګی اجتماعې اسلامې، مبارزه ي استدلال فكري وبه يانهادينه شدني زندګي شهروندی فرهنګ انتقام جويي، قدرت طلبې وجناېت ها ملې ومحلې جاېګزېن شد که درمحووجلوګېرې ازاېن جناېت دولت، جامعه وهمه عاجزمانده اند! .
چرا نظام اجتماعې درخانواده ومېحط زندګې را ؛نه ازروشها و معېارهای اسلامی ونه ازنګاه معېارهای مدنې وزندګې شهروندی ازسالهای سال درجامعه کنونې ما بسترسازی وتوسعه ننموده اند ؟ جواب اېن سوا ل را باېد ان کسان بدهند که سالهاست که بربالای منبروپشتې ستېج به نام روحاني وروشن فكرسخن پردازی ورېا کارې نمودند وهېچ طرح بنېادی برای بهبودی جامعه نه داشتندونه دارند؛ اېن رسم ودورنګاه داشتن مردم رااز اېن ارزشهاي انسانې سبب شده است که نظام اجتما عی کشورونظام خانواده هارا با بحران های اخلاقې وجناېې مواجه سازد ؛ که ېکې ازان عوامل درجامعه وخانوادهامحکوم ومحروم بودن زنها از حقوق اسلامی وانسانی شان است که مثال خوبش ازدواجهای قبل ازوقت، اجباری ،درمقابل جناېت مردها باېد زن قربانې شود(بددادن) وعدم توجه به افکارواحساسات عاطفی دورنې زنها، عليه زنها درسرتاسركشوردربيش از۷۰% خانوادهااين واكنش وجوددارد. نه ګو، نه بين ، نه خوان ، نه شنو، نه نرو، نه خيزو اين نه نه نه نه باعث شده که زنها درخانواده ها به بېمارهای ګوناګون روانې وعصبې مبتلا شوند؛ واېن زن که مربې تکامل نخستېن نوابغ انسان است وازبهترېن موجوداد عالم خداوندبزرګ است اما براساس نادانې وتکبرما هرروزبګونه ی قربانې مېشود که دراېن اواخېردېدېم خودکشې، خودسوزی ،فرارازمنزل وهزارمساېل دېګرې که به هلاکت جان وقرباني عفت وحثيت زنها تمام شده وعدم ېک نظام مدنې واجتماعې درخانواده ها با عث تربېه ی نا سالم نسل ها شده ؛وعدم تربېه ی درست نسل باعث ېک جامعه ی پرخشونت شده که هرروزشاهدهرنوع جناېت هستېم دراېن کشور !.
چكيده:
بنده حقيربراساس كاهش همين ناهنجارها و جلوګېرې ازاېن فلاکت مدتها است که مصروف يك سلسله تحقېق وپژوهش هستم وبه فضل خداوند مهربان تاحدشايدتوانستم علل اساسی؛ وراه حل های برای کاهش وېا محواېن پدېده راپېدا کنم؛ با تهېه ی اېن مقاله شاېد بتوانېم درجامعه وخانواده درپرتودېن مقدس اسلام با خانواده هاې خود زندګې با سعادتې داشته باشېم وبرای نسل های اېنده ېک جامعه ی متمدن اسلامی واخلاقې به ارمغان بجای بمانېم.، بحث اساسې اېن مطلب بېماری افسردګی دزنان است که مبتلاېان زېاد اېن بېماری را درتمام جوامع بشری اكثرً زنان تشکېل مېدهندودرعدم تداوی اېن بېماری اکثره زنان دست به خودکشې ها وېادېګرمساېل اخلاقې مېزنند.
افسردګي چيست؟
افسردگي بيماري شايع عصر ما با روندي فزاينده در جهان كه حدوداً نيمي از مبتلايان يا از آن بيخبرند يا آن را چيز ديگري ميپندارند، اختصاصي نبوده بدينمعني كه در تمام سنين، نژادها، زنان و مردان قابل ظهور است.
اين ناهنجاري كه از علائم آن «اندوه» و «انزوا» است، در نوع «حاد» خود، گاهي مبتلا را به سوي مرگ هم سوق ميدهد. نوعي از اين بيماري «افسردگي باليني» است كه همراه با اختلالات خلق و خوي يا دگرگونيهاي عاطفي بوده، بيمار را دچار آشفتگيهاي انديشه، عاطفي، تغيير رفتار و بيماريهاي جسماني ميكند.
انواع افسردگي
- افسردگي كبير: فرد مبتلا، گاهي شاد و خوشدل است و گاهي فعال ميشود وگاه از چيزي شاد نيست. اين پديده به «افسردگي ماليخوليايي» نيز مشهور است. افسردگي اوهام: مبتلا، خود را گناهكار و غيرقابل بخشش تصور ميكند.- افسردگي غيرمعمول: پرخوري، خواب زياد، افزايش سريع وزن و كمتوجهي به همه امور از نشانههاي بارز اين نوع افسردگي است. مضافا اينكه «مزمن» است و نه «دورهاي». روان رنجوري: احساس هميشگي ناراحتي كه حدوداً 2سال طول ميكشد.
نشانههاي افسردگي
اذعان به افسردگي، به رغم ابتلاي فرد به آن، بسيار دشوار است حتي برخي با اندك غمزدگي و احساس اندوه خود را افسرده به شمار ميآورند. پديده افسردگي، در بين افراد مختلف به گونهها و درجات مختلف پديدار ميشود. گاهي به صورت يك «هيجانعادي انساني» جلوهگر ميشود و زماني به گونه «غم و اندوه» بروز ميكند كه پاسخ طبيعي به آن، حالت «غمگيني» است. متاسفانه با ارزيابي رفتار و واكنشهاي ظاهري مبتلا، نميتوان به ميزان و شدت افسردگي وي پي برد زيرا يكي ممكن است به شدت فعال، پرتحرك و پركار شود و ديگري گوشهگير.
از جمله رايجترين واكنشها نسبت به افسردگي، پديدآيي «نگراني و اضطراب» است. درواقع، اضطراب، هم ميتواند از جمله عوامل افسردگي باشد و هم از نتايج آن. به بيان ساده، اضطراب عبارت است از يك حالت «دلواپسي»، «دلشوره»،«نگراني»، «عصبانيت»، «ترس خفيف»، «احساس ناامني» و «ناراحتي» كه عموما با نشانههاي فيزيكي مانند تپش قلب، عرقكردن، اختلال در ريتم تنفسي، سرگيجه وضعف همراه است. به طور كلي، شناخت افسردگي با توجه به اينكه هركس به شيوهاي خاص در برابر آن واكنش نشان ميدهد، بسيار دشوار است.
بحث اساسي موضوع افسردگي در زنان
درتمامي جوامع دنيا، زنان بيش از مردان دچار افسردگي مي شوند. اين اختلاف مي تواند ناشي از عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، محيطي، فرهنگي و تربېتې يا ترکيبي از آنها باشد. به لحاظ زيستي اين اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهاي رژيمي، آرام بخش ها، داروهای ضد بارداري، مصرف دخانيات ، الکل، فشارها وتهدېدهای زندګې روزمره، جنګ وخشونت های روانې ، عدم توجه به صحت وسلامت زنها ، فقروتنګدستې، عدم رضاېت خانمها ازدواج با شخص موردنظرشان، عدم رعاېت عدالت درخانواد ه ها بېن پسرودختر، محکوم وخفه ساختن افکارواحساسات زنها درخانواده برای اېنکه زن هستندوباردارشدن بېش ازحدزنان(تولدفرزدان زېاد) عدم احساس رواني زنان درجامعه وخانواده ميباشد که ميزان ترشح انتقال دهنده هاي عصبي را مختل مي کند. از طرف ديگر،زنان ممکن است به دليل تداخل عمل هورمون هاي (جن**س**ې) بدن شان مستعدابتلا به افسردگي باشند. به لحاظ روان شناختي نيز اين احتمال وجود دارد که زنان تمايل بيشتري دارند که مشکلات خود را بپذيرند و درصدد درمان آنها برآيند. به لحاظ فرهنگي و اجتماعي نيز زنان بيشتر از مردان مي کوشند تا ارتباط اجتماعي خود را با ديگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگي که به استقلال و خودکفايي بها مي دهد، تمايل به دلبستگي نوعي ضعف تلقي مي شود همين امر، يعني ناهماهنگي بين رفتارهاي زنان و ارزش هاي فرهنگي منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندي در زنان مي شود. در برخي موارد نيز اين طور به نظر مي رسد که زنان بيش از مردان علايم و شکايات خود را از افسردگي بيان مي کنند و يا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگي خود بيشتر مقاومت مي کنندو راه حل هاي ديگري غير از مراجعه به دکتر براي درمان خود برمي گزينند. به لحاظ محيطي نيز، زنان بيش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هايي قرار مي گيرند که تاثير خود را بر سيستم عصبي آنان و هورمون هاي بدن شان مي گذارد. تجربه هاي روزمره نيز مي توانند همچون شوک ها و فشارهاي عصبي مولد استرس باشند و موجب ابتلاي افسردگي بيشتر در زنان- نسبت به مردان- شوند.
افسردگي بر جسم و ذهن فرد تاثير مي گذارد. فرد افسرده احساس درماندگي، نااميدي و يأس فراوان مي کند. او علاقه اش را به تمامي فعاليت هايي که موجب شادماني اش مي شود به تدريج از دست مي دهد؛ ميل به خوردن در او کاهش مي يابد، دچار بي خوابي مي شود، تمرکز حواس و توجه اش را نسبت به امور عادي روزانه از دست مي دهد و در بدترين حالت به مرگ و نيستي فکر مي کند. افسردگي داراي طيف وسيعي از خلق پايين تا افسردگي مزمن است. افسردگي مزمن داراي علايمي از کمبود انرژي و توان جسماني، بدبيني، حس عدم ارضا و احساس نااميدي شديد است. فردي که از افسردگي شديد در رنج است، ممکن است در طول يک سال دو بار تجربه افسردگي کوتاه مدت داشته باشد. پژوهشگران دريافته اند، زناني که دچار افسردگي مزمن مي شوند، بيشتر در معرض خطر پوکي استخوان قرار مي گيرند، زيرا مجبور به مصرف داروهايي هستند که بر بافت استخواني آنها تاثيري منفي مي گذارد. علاوه بر آن، افسردگي مي تواند عاملي براي ابتلا به بيماري مزمني مثل ديابت، ناراحتي هاي قلبي- عروقي و شود. افسردگي پس از زايمان يکي از رايج ترين احساس هايي است که اغلب زنان بعد از تولد نوزاد در خود حس مي کنند. اختلالات افسردگي، نوسانات خلقي و هيجان هاي مکرر و استرس آور اين دوران کاملاً طبيعي و عادي و البته موقت است. هر چند براي برخي از زنان علايم قدري پايدارتر، جدي تر و طولاني تر است، اما معمولاً بين 6 -تا 3 هفته بعد از زايمان به تدريج کاهش مي يابد و به ندرت طولاني مدت (براي مثال يک سال) مي شود. تقريباً 15 درصد از زناني که زايمان دارند، علايمي از افسردگي بعد از زايمان از خود نشان مي دهند. چنانچه اين اختلال در مادر ماندگار بماند، مي تواند تاثيري بسيار منفي بر روابط با کودک و توانايي نگهداري از او گذارد. علايم بايد هر چه زودتر براي بررسي دقيق تر با دکتر معالج، درميان گذاشته شود. سندرم پيش از قاعدگي؛ افسردگي ناشي از پريودهاي ماهيانه نيز يکي ديگر از افسردگي هاي رايج در بين زنان است که معمولاً در بين روزهاي 10-تا 7 پريود به طور کوتاه مدت ظاهر مي شود. علت اصلي اين نوسان خلقي ترشح هورمون هاي زنانه است که موجب برهم خوردن تعادل خلق و خوي آنها مي شود. اين سندرم در 7 - 5 درصد زنان مشاهده مي شود و داراي علايم بسيار گوناگوني است. در برخي به صورت بي حوصلگي، خلق پايين و گرفتگي و در برخي ديگر همراه با دردهاي جسماني (مثل سردردهاي شديد ميگرني) گزارش مي شودافسردگي هاي فصلي نيز گاهي به صورت غمگيني، نااميدي و در خود فرورفتگي گروهي از زنان را به خود مبتلا مي کند. حدود 3 ، 1 درصد از زنان در فصل زمستان دچار افسردگي هاي کوتاه مدت و گذرا مي شوند. پژوهشگران بر اين باورند که تغييرات هورموني و بيوشيميايي مغز در بدن برخي زنان در فصل زمستان موجب بروز اختلال افسردگي در آنان مي شود که به تدريج نيز با پايان فصل زمستان و آغاز فصل بهار از بين مي رود. اين افراد بيش از سايرين درمعرض ابتلا به افسردگي باليني هستنداختلال افسردگي دو قطبي نيز يکي ديگر از انواع اختلالات افسردگي است که علايمي از شيدايي - افسردگي حاد در طول دوره اي مشخص دارد. زماني که فردي در چرخه افسردگي به سر مي برد، تمامي علايم خلق پايين (مثل کمبود اشتها، بي خوابي، احساس درماندگي و عدم لذت) را دارد و زماني که در چرخه شيدايي به سر مي برد، تمامي علايم شيدايي را (مثل پرحرفي، هجوم افکار، افزايش توان جسمي، فعاليت زياد و پرانرژي بودن) از خود نشان مي دهد. زناني که دچار اختلال دو قطبي مي شوند، معمولاً چرخه افسردگي طولاني تري دارند. افسردگي هاي دوران يائسگي؛ در اغلب زنان، يائسگي مي تواند همراه با علايمي از تغيير خلق و خو، حساسيت هاي بيش از حد، تزلزل روحيه و خستگي باشد. اين نوع از افسردگي مي تواند ناشي از تغييرات غدد داخلي در ميانسالي و يا باورهاي منفي و دروني شده زنان درباره عدم باروري آنان باشد. در مطالعات گوناگوني مشخص شده است که افسردگي ناشي از يائسگي در قشر تحصيلکرده زنان و آنهايي که ازدواج نکرده بودند، کمتر مشاهده مي شود. علايم تشخيص افسردگي در زنانتاکنون پژوهشگران نتوانسته اند علت اصلي بروز افسردگي را در افراد شناسايي کنند. نارسايي هاي هورموني (عدم تعادل هورمون هاي مترشحه از قسمت هاي مختلف مغز مثل سوتونين، دوپامين، نوراپي نفرين)، عوامل ژنتيکي و سابقه خانوادگي، عوامل محيطي (زناني که مواد مخدر مصرف مي کنند، زناني که مورد تجاوز قرار مي گيرند، زناني که همسران شان فوت مي کنند و يا از همسران خودجدا مي شوند) (طلاق)و عوامل فرهنگي واجتماعې گوناگوني مي توانند علت افسردگي هاي زنانه باشند. از آن جايي که افسردگي تا حدي رايج است، هر فردي ممکن است علايم اوليه افسردگي را بشناسد و يا خود شخصاً آن را تجربه کرده باشد. متاسفانه فقط حدود 50 درصد از علايم اوليه افسردگي قابل شناسايي و درمان هستند وزنان در اين بين شايد نتوانند اين علايم را در خود به وضوح تشخيص دهند.
علايم عمده افسردگي
شامل جنبه هاي عاطفي (خلق غمگين و احساس بي ارزش بودن جنبه هاي شناختي (کاهش احترام به خويشتن و منفي نگري نسبت به خود و آينده خود جنبه هاي انگيزشي (عدم تحرک و بي انگيزگي براي انجام دادن کارها و فعاليت هاي روزمره جنبه هاي رفتاري (اختلالات مربوط به خوردن مثل پرخوري، بي اشتهايي و اختلالات خواب مثل بي خوابي، خواب آلودگي عدم علاقه به روابط (جن**س**ې)،احساس خستگي و عدم تمرکز) است زماني که به دکتر عمومي در مرحله اول نسبت به اختلال افسردگي شخصي دچار شک شود، ابتدا از او مي خواهد با يک دکتردرمان روانی يا روانشناس باليني مشاوره اي داشته باشد. از جمله پرسش هاي اوليه اي که ممکن است يک متخصص درمان رواني از بيمار بپرسد، عبارت است از؛
- آيا مدت زيادي است که احساس غم و اندوه مي کني؟
- آيا مرتب گريه مي کني؟
- آيا اخيراً تجربه هاي دردناک عاطفي داشته اي؟
- آيا دچار عدم تمرکز حواس شده اي؟
- آينده را چطور مي بيني؟
- آيا دچار اشکال در تصميم گيري شده اي؟
- آيا علاقه ات را به آنچه که در گذشته برايت مهم بوده است، از دست داده اي؟
- آيا دچار خستگي و بي حالي مي شوي؟
- آيا احساس شکست و گناه مي کني؟
- آيا به مرگ و نيستي فکر مي کني؟
زماني که اين گونه علايم حدود شش ماه در فرد به صورت پايدار مشاهده شود، او را مستعد ابتلا به افسردگي مي دانند و اگر حداقل 5 نشانه از علايم زير را در مدت حداقل دو هفته داشته باشد، مي توان او را افسرده باليني تشخيص داد. اين علايم عبارتند از؛
1- داشتن خلق افسرده در طول روز و يا بيشتر اوقات روز
2- عدم توانايي از لذت بردن اوقات شادي بخش زندگي
3- افزايش و يا کاهش قابل توجه اشتها، وزن و يا هر دو
4- اختلال در خواب مثل بي خوابي، خواب آلودگي در طول روز و يا پرخوابي
5- داشتن علايم جسماني مثل سردرد، سرگيجه و دل درد که هيچ علامت بهبودي نيز در قبال خوردن داروهاي مسکن نشان نمي دهد.
6- نداشتن ميل (جن**س**ې)
7- احساس بي علاقگي، بي حوصلگي و کسالت شديد
8- فقدان انرژي (خستگي ممتد در طول روز)
9- احساس گناه و بي ارزش بودن در تمام شرايط
10- گريه کردن هاي طولاني مدت
11- عدم توانايي در تمرکز حواس (تقريباً در تمام طول روز
12- داشتن افکار منفي درباره مرگ و نيستي
بديهي است زماني که فردي سوگوار است، تمامي علايم و يا بخشي از علايم بالارا داشته باشد، اما براي تشخيص افسردگي، فرد بايد اين علايم را 6 - 3 ماه به طور پيوسته و بدون کاهش و بهبودي داشته باشد. به بياني ديگر، فرد سوگواري که اين علايم را بيشتر از 6 ماه در خود داشته باشد، بايد براي درمان هاي لازم به دکتر و متخصص درمان رواني مراجعه کند.
روش هاي درمان افسردگي
افسردگي مزمن مي تواند بر اعمال حياتي بدن و سيستم ايمني آن، مثل فشارخون ، ضربان قلب، ترکيبات هورموني بدن و تاثيري منفي گذارد. تقريباً 15 درصداز افراد مبتلا به افسردگي درصدد درمان خود بر نمي آيند. آنها بر اين باورند که هيچ کس و هيچ چيز نمي تواند به آنها کمک کند. اغلب زناني که مبتلا به اختلال افسردگي هستند، خودشان را افسرده و مغموم نمي دانند؛ زيرا برخي از علايم افسردگي با ديگر بيماري ها مشترک است و اغلب ناشناخته باقي مي ماند. در حالي که زماني که فرد افسرده نتواند دست از خلق افسرده خود بردارد و اجازه دهد احساس نااميدي و غم بر زندگي روزمره اش سايه افکند، تاحدي که تمام جنبه هاي زندگي او را تحت تاثير قرار دهد، بايد درصدد يافتن راهي براي درمان و بهبودي خود باشد.
اولين اقدامي که دکتر متخصص در اين زمينه انجام مي دهد، تشخيص بين افسردگي مزمن (شديد) و خلق افسرده (خفيف) است. اگر افسردگي فرد در حد پاييني باشد،احتمال دارد با تجويز داروهاي ضدافسردگي، روان درماني و مشاوره هاي روانشناسي افسردگي او بهبود يابد، و اگر افسردگي او شديد تشخيص داده شود، ممکن است دکتر متخصص يک دوره درمان هاي شفاروانې و روانشناسي را همرا با بستري شدن فرد در شفاخانه تجويز کند. پژوهش ها نشان مي دهند که بيماراني که در مراحل ابتداي ابتلا به مراکز روان درماني مراجعه کرده اند تا 70درصد بهبودي کامل داشته اند. متاسفانه گروهي از بيماران به دکتر متخصص مراجعه نمي کنند و همين امر موجب مي شود تا افسردگي آنها درست تشخيص داده نشود. علاوه بر آن، آنان داروهايي دريافت مي کنند که گاه عوارض جانبي آنها موجب بروز اختلال هاي ديگري در بدن شان مي شود. بسيار مهم است، زماني که بيمار براي درمان مشکلش به دکتر مراجعه مي کند علايم بيماري خود را درست براي او بازگو کند تا دکتر نيز بتواند تشخيصي درست بدهد.
اغلب بيماراني که به افسردگي مزمن مبتلا هستند، به دارو درماني و روان درماني پاسخ مثبت مي دهند و طي 4الې-3 ماه درمان تا 80-70 درصد بهبودي پيدامي کنند. روان درماني به تنهايي براي افسردگي هاي خفيف مي تواند موثر باشد.؛ دو روش روان درماني (درمان هاي شناختي - رفتاري و درمان هاي فردي) به همراه داروهاي ضدافسردگي مي توانند اثرات درماني بالايي بر بيمارانافسرده باليني گذارند.
پيشگيري از افسردگي
از جمله روش هاي موثر مقابله با بروز افسردگي و حفظ صحت رواني افراد، شيوه هاي خودياري هستند که عبارتند از
1: انجام ورزش هاي ايروبيک (هوازي) مثل قدم زدن، آهسته دويدن، کوهنوردي و است که مي تواند خلق و خوي فرد را تا حد چشمگيري افزايش دهد. انجام اين ورزش ها به ويژه به زناني که از افسردگي خفيف و ملايمي در رنج هستند، توصيه مي شود
. ورزش هاي ديگري مثل برداشتن وزنه هاي يک کيلوگرمي موجب تنفس بهتر، افزايش اشتها، خواب، کاهش خلق گرفته و احياي احساسات و هيجانات شادي بخش در فرد مي شود. لازم به توضيح است که قبل از آغاز هر گونه ورزش جديدي بهتر است بادکتر معالج تان مشورتي انجام دهيد.
2: نېاېش ودعا های مخصوص روزانه و نمازهاي شب كه از بهترين وموثرترين راهاي درمان است، نماز براى رفع غم و اندوه(اسماعيل بن جابر)از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده است كه : براى رفع غم و اندوه غسل مى كنى و دو ركعت نماز مى گزارى و مى گوئى يا فارج الهمّ ويا كاشف الغمّ يا رحمان الدّنيا و الاخره و رحيمهما، فرّج همى و اكشف غمّى يا اللّه الواحد الاءحد الصّمد الّذى لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد، اعصمنى وطهّرنى و اذهب بليّتى ، و بخوان اية الكرسى و معوذتين (ناس و فلق وبازهم روايت ازامام صادق عيله سلام كه فرمود نماز ايمنى از هر بيمارى ،امام صادق (عليه السلام ) فرمود:كسى كه هر روز قبل از زوال (ظهر) چهار ركعت (دو نماز دو ركعتى ) بگزارد كه در هرركعت بعد از حمد، بيست و پنج مرتبه((انّا انزلناه فى ليلة القدر))بخواند، به هيچ بيمارى مبتلا نشود مگر بيمارى مرگ ،رويش ديګري ستاېش وشکرانه ی نعمت ها خداوند را که به ما بی منت عطا نموده چون درروايت اسلامي مي خوانيم كه هميشه دروقت مشكلات كساني كه از شما ضعيف تر، ناتوان تر، فقيرتروبيمارتراست به انها بنګريد، نه به انهاي كه ظاهرزندګي مرفعه و.. دارند مثلاً، پا نداشته باشيم يابوت؟
3-مشورت کردن؛ مشکلات عادي و روزمره خود را با کمک يک دوست، همسر و يا مشاور بررسي کنيد. سعي کنيد منابع استرس آور خود را بشناسيد و درصدد رفع آنها برآييد. چنانچه احساسات و هيجان هاي دروني خود را مورد موشکافي قرار داديد و توانستيد عامل اصلي نگراني ها و ناراحتي هاي خود را شناسايي کنيد، از شيوه هاي مختلفي که براي کاهش خلق و خوي افسرده پيشنهاد مي شود،استفاده کنيد.
4- صحبت کردن با خود؛ در برخي مواردگفت وگوهاي دروني فرد با خودش مي تواند به او در شناخت مشکل اصلي کمک کند (تنها بايد توجه داشته باشيد که لحني انتقادآميز، غيرواقع بينانه و منفي نسبت به خود و رفتارهايتان نداشته باشيد). سعي کنيد بر نقاط قوت خود، توانايي ها و اهدافي که قصد داريد به آنها برسيد تمرکز داشته باشيد
5 نوشتن و به تحرير درآوردن؛ درباره مشکلات و آنچه که موجب ناراحتي تان مي شود، بنويسيد. در خيلي از موارد نوشتن احساسات دردناک و آزرده کننده موجب آرامش روحي افراد مي شود. براي شروع مي توانيد ابتدا وقايعي را که درطول روز و يا هفته شما را افسرده و غمگين مي کند، بنويسيد. اگر تجربه احساسي منفي و يا مثبتي داشته ايد، سعي کنيد جزئيات مختلف آن را و تاثيري که بر شما گذاشته است بررسي کنيد و سپس با تجزيه و تحليل نوشته هاي خود ومفاهيمي که به کار برده ايد، علت اصلي ناراحتي و يا شادي خود را تشخيص کنيد
6 خودياري و کمک گرفتن از گروه هاي حمايتي؛ درباره مشکل خود با ديگر افرادي که مشابه شما هستند صحبت کنيد. در اين گونه گروه هاي حمايتي سعي مي شود با صحبت کردن با افراد و بررسي دقيق مشکل شان، شرايطي را که موجب ناراحتي و افسردگي آنان مي شود شناسايي و موجب کاهش تاثيرات آن بر فرد را فراهم آورد.
7 - مراجعه به مشاور؛ اگر فردي از بودن شرايط و موقعيت خاصي دچار علائم آشکار افسردگي مي شود، مي تواند قبل از آنکه اوضاع وخيم تر شود، درباره مشکلش با يک مشاور و يا روانشناس صحبت کند.
8:باخوردن شېر، عسل وسېب هم مېتوان احساس خوشې وراحتې کنېد(اګروضع مالی خوب داشته باشېد)
9: ازپوشېدن لباسهای که رنګ سرخ، سېا وېا زرد دارد پوشېده نشود؛ برای رنک لباس از رنګ سفېد وېا دېګررنګهای صاف استفاده كنيد.
10: دروطاق خواب خودتغېرات به وجود بېاورېد، مثل تغېررنګ وطاق که رنګ صاف وشاد باشد، پرده ودېګربساط خانه به رنک سرخ نباشد، جاې خواب خودرا تغېربدهېد اګرهمېشه روې تخت خواب بودېد ازتخت به پاېن بخوابېد، اګربرزمېن بودېد برتخت بخوابد ، ازغذا چرپ ، پرخوردن درهنګام شب، ازخوردن ګوشت زېاد استفاده نکنيد .
11: ازخوشبوهای طبعې مثل ګزاشتن چنددانه سېب وګلدان ګل دروطاق خواب، رسېدګې کوتاه مدت به نظافت بدن، لباسها واستعال عطرها با بوی ملاېم .
12: اجتناب ازدېدن برنامه های مبتذل تلوېزونی وفلم های مبتذل وغېراخلاقې وګزارش هاي تصويري ازجنګ وخشونت هابه طورمطلق .
13: ګشت ګزاردرصورت امکان درهوای تازه صبح درسبزه ودرختزار(باتاسف که کشورما هنوزمېدان جنګ ها وخشونت است )
14:ازتنها نشتسن دروطاق خود مطلق اجتناب كنيد،وهم چنان ازنشستن با كساني كه خوش صحبت وخوش كلام نيستندند چون نشستن با چنين اشخاص اكثرً باعث پريشاني اشخاص افسرده شده.
دربرنامه ها ي روزمره چه کارهايي بايد کرد؟
به مواردي که ممکن است ناشي از احساس غم، ناراحتي و حتي خشم باشد که بتواند موجب افسردگي در شما شود، خوب فکر کنيد. برخي از اين موارد عبارتنداز؛ بي خوابي، بي اشتهايي، بدغذايي، استرس، غم و اندوه، سوگواري، مصرف سيگار، الکل و برخي داروها. سعي کنيد تغييراتي در برنامه روزانه خود بدهيدو عواملي که موجب سلامت و صحت رواني تان مي شود (مثل تغذيه سالم، خواب کافي، ورزش و فعاليت بدني) را جايگزين عوامل استرس آور و ملال انگيز (مثل انزواطلبي، مسئوليت پذيري بيش از اندازه و بي تحرکي) کنيد. اجازه دهيداعضاي خانواده و دوستان و آشنايان به شما کمک کنند يني يك تعدادوطايف روزمره خودرا با نزديكان خودتقسيم كنيد.
صاحبزاده نالان