شهادت حسين (ع) تطبيق عدالت لاهوتي درعالم ناسوتي است

 

چكيده:

امام حسين ع كيست؟

حسين عيله سلام فرزندحضرت علي ع بن ابيطالب جګرګوشه رسول ګرامي خداوندبزرګ يني فرزنددخترسعده زنان بي بي فاطمه الزهار(س) مي باشد كه بارها پيامبربزرګ اسلام حضرت محمد(ص) درشان اهل بيت معصومش چنين فرموده است (اهل بيت من به مثابه ي كشتي نوح (ع) است هرانكسي كي از اين كشتي دوري كندګمراه وهلاك ميشود،خداوندلعنت كرده انها را كه حسين ع را به قتل رساندند)

تاريخ انقلاب كربلاحسيني:

مورخين معتبرتاريخ كربلارا چنين نوشته اند، نبرد کربلا يکی از نام‌هايی است که اشاره به رخدادی دارد که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (۲۱ ميزان سال ۵۹ خورشيدی كه برابراست ۱۰ اکتبر، ۶۸۰ ميلادی) اتفاق افتاد و به عاشورا معروف است. اين نبرد ميان سپاه امام حسين بن علی عليه سلام  و سپاه يزيد  در نزديکی محلی به ‌نام کربلا در گرفت.

پيام عاشورا؛بصيرت در برابر فتنه های زمان

بيش از پنجاه سال از رحلت رهبر عالم بشريت رسول اکرم(صلی الله عليه و آله) نگذشته بود و هنوز فرياد آن بزرگ رهبر الهى، در گوش‎ها طنين‎انداز بود كه: «الحسن و الحسين اماما امتى بعد ابيهما و سيدا شباب إهل الجنه و امهما سيدة نساء العالمين و ابوهما سيدالوصيين و هنوز كسانى مانند "جابر بن عبدالله انصارى"، "ابوسعيد خدرى"، "سهل بن سعد ساعدى"، "زيد بن ارقم" و "انس بن مالك" زنده بودند و حديث "الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه" را درباره آن دو امام از رسول خدا(صلی الله عليه و آله) شنيده بودندكسى در محبت و علاقه پيامبر خدا به دخت گرامى‎اش حضرت زهرا(عليهاالسلام) و فرزندان ارجمندش ترديد نداشت، از اصحاب و تابعين، كم نبودند كسانى كه سيماى رسول خدا را به خاطر داشتند، آن هنگام كه فرمود: "فاطمه بضعة منى من اغضبها فقد اغضبنى(فاطمه پاره تن من است آن كه او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است" و "ان الله يغضب لغضب فاطمه و يرضى لرضاها؛ همانا خداوند براى خشم فاطمه، به خشم مى‎آيد و براى رضايت او، خشنود مى‎شود." و نيز صحابه فراموش نكرده بودند كه سيدالمرسلين به سوى على، فاطمه، حسن و حسين(عليهم‎السلام) نظر كرد و فرمود: "انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم ؛ با كسانى كه با شما بجنگند، در جنگم و با كسانى كه با شما صلح كنند، در صلحم."با اين وصف، مسلمانان چگونه اجازه دادند و يزيدان چسان چنين فضايى را پديد آوردند تا وجدان عمومى پذيراى شهادت امام حسين(عليه‎السلام) و ابرار همراهش گردد؟به نظر مى‎ رسد، چهار عامل اساسى، فضاى چنين حادثه دلخراشى را پديد آورد و بستر چنين حركتى را مهيا ساخت:       :1  تبليغات گمراه كننده دستګاه يزيد؛

2 بى خبرى مردم و عدم قدرت تحليل پديده‎هاى سياسى

؛3 تحريف فلسفه سياسى اسلام (امامت)

؛4 ـ ترويج و تبليغ مكتب جبرگرايى.

حسين(ع) آموزگار بزرگ مکتب ايثار و شهادت است که درس عشق و دلدادگی را در گوش زمان زمزمه کرد و اينک پس از گذشت قرن های متمادی از آن واقعه بزرگ، هنوز درس آزادگی او در دل و جان انسان های آزاده در چهارگوشه جهان تبلور عينی دارد،و هنوز هم مسلمانان و غيرمسلمانان او را الگوی بارز و برجسته و مصداقی ارزشمند از رشادت و از خودگذشتگی می دانند و بر صلابت بی چون و چرای زاده رسول الله(ص) سر تعظيم و تکريم فرود می آورند،از همين روست که نزديک به ۱۴ قرن هنوز ندای «هل من ناصر ينصرنی»- کيست مرا ياری کند- حضرت اباعبدالله الحسين(ع) به گوش می رسد و خل مشتاقان و سينه چاکان آن حضرت هر سال به ياد مظلوميت اهل بيت(ع) سياهپوش می شوند و مراسم عزاداری برپا می کنند.

براستی قيام امام حسين«ع» چه نقشی در بيداری مسلمانان جهان دارد و چرا اين واقعه تاريخی همچون صدها و هزاران رويداد تاريخی ديگر به دست فراموشی سپرده نشده است؟

ما به عنوان حاميان اين وارث حسينی چه نقشی برعهده داريم و چگونه بايد با بصيرت و آگاهی که درس بزرگ عاشورا و قيام اباعبدالله الحسين«ع» می باشد، دربرابر کينه توزيهای دشمنان داخلی و خارجی ايستادگی کنيم و بيرق سرخ حسينی را برافراشته نگه داريم؟

عاشورا نه يک حادثه که يک فرهنگ است، فرهنگی برخاسته از متن اسلام ناب که نقشی حياتی را در استحکام ريشه ها، رويش شاخه ها و رشد بار و برهای آن ايفا کرده است. عاشورا هيچ گاه در محدوده زمان وجغرافيای خاصی محصور نمانده است، بلکه همواره الهام بخش مسلمانان در راستای حرکت ها، جنبش ها و قيامهای راستين مومين- پل بسياری از نهضتهای ديگر- دربرابر کانون های ظلم و کفر و نفاق بوده است. پيامبراکرم«ص» درباره امام حسين«ع» که فرمودند، امام حسين چراغ تابان هدايت و کشتی نجات امت است، بلي: «قيام امام حسين«ع» گرچه در سال ۶۱ هجری واقع شد، لاکن نسخه شفابخشی برای همه دردها، معضلات و نابسامانی ها در تمام عصرها و نسل ها می باشد. روش، هدف و جريانی که اباعبدالله الحسين«ع» در کربلا به وجود آورد،جريان حق و باطل، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم است که در تمام عصرها ونسل ها سيلان دارد و برای نجات بشريت قابل بهره برداری است. قيام حسينی تنها در يک پيکار وستيز ميان اقليت حق و اکثريت باطل، خلاصه نمی شود بله خود چشمه جوشان معرفتی و شناختی است و دارای يک پيام جاودانه الهی و انسانی و به وجودآورنده يک معيار ابدی است که در تمامی اعصار، عمل نمودن به آن، سبب کوتاه شدن دست مستکبران و ظالمان از دامان اسلام و انسانيت می گردد بنابر،اين مسئله بارها و بارها شنيده ايم که اسلام بقای خويش را مرهون مجاهدتهای سيدالشهداءست و اين همان مفهوم حديث نبوی است که «حسين منی وانا من حسين» امروز دشمنان هجوم همه جانبه خويش را به اسلام ادامه می دهندو تنها راه مبارزه با اسلام را تغيير اصول و مبانی اسلامی می دانند و ازسوی ديگر هوا و هوس آدمی، همواره انسان را در بند خود اسير می نمايد، پس امروز نيز به ماهيت پيام و قيام سيدالشهدا نيازمنديم تا اسلام اصيل و به دور از پيرايه که پيامبراسلام«ص» به عالميان عرضه نمود را درک نمائيم و آن را حفظ کنيم و باورهای خويش را از هرگونه جهالت و ضلالت به دور نگه داريم و درون انسانی خويش را از بند برهانيم تا بدين وسيله مقدمات برپايی نظامی جهانی مبتنی بر عدالت و بر پايه تعاليم جهان شمول اسلام را فراهم آوريم ،پيام عاشورا، درس بصيرت در دين، درس فقاهت به معنای فهم عميق از دين و درس ولايتمداری می باشد و اين مسئله باعث شده که تمام ياران امام حسين«ع» تا مرز شهادت گوش به فرمان رهبر خود باشند و ولايتمدار باقی بمانندياران واقعی امام، قرائت جديدی از مبانی دينی خود نداشتند و هر کدام براساس سليقه های سياسی و شخصی و منافع گروهی و جناحی عمل نکردند بلکه همه گوش به فرمان امام حسين«ع» بودند و لذا ما هم بايد درس معرفت و امام شناسی و زمان شناسی را ياد بگيريم و به ديگران هم بياموزيم. امام حسين«ع» در يک مقطع کوتاه حماسه هميشه جاويدی را آفريدند و درس شناخت از دين را به همه آزادگان آموختندي امام حسين«ع» به دين و بشريت حيات داد و به قرآن روح جديدی بخشيد، چون در آن عصر، از اسلام فقط نام و ازقرآن فقط خط و کاغذ مانده بود، اما امام حسين«ع» با قيام خود، قرآن و اسلام را زنده کرد و بزرگترين عامل بيداری ملتها و سرآغاز همه نهضتها وقيامها، عاشورای خونين رهايی بخش و هميشه جاويد اباعبدالله است

عاشورا و عبرت ها

عاشورا به ما می آموزد که در ماجرای دفاع ازدين، بصيرت بيش از چيزهای ديگر برای انسان لازم است، بی بصيرتها، بدون اينکه بدانند فريب می خورند. عاشورا پيام ها و درسهايی دارد، عاشورا به مادرس می دهد که برای حفظ دين بايد فداکاری کرد، درس می دهد که در راه قرآن بايد از همه چيز گذشت و در ميدان نبرد حق و باطل، همه افراد اعم از کوچک وبزرگ زن و مرد، پير و جوان، امام و رعيت باهم در يک صف قرار گيرند چراکه جبهه دشمن با همه توانايی های ظاهری بسيار آسيب پذير است، امام حسين«ع» در مسير راه،در نامه ها و چند روزی که در محاصره بودند، بر بصيرت و آگاهی مردم تأکيدمی کردند و سعی می نمودند اين مسئله را حتی به دشمنان خود هم تفهيم کنندضمن اينکه بصيرت و آگاهی هم در آيات قرآن کريم در سوره توبه آمده است که خداوند به پيامبر چنين خطاب کرده است که اگر کسی از مشرکان برای تحقيق درباره اسلام آمد، شما به او امنيت و آگاهی دهيد تا سخن خدا را بشنود و می فرمايد، او را به يک جای امنی برسانيد تا مبادا کسی برای او مزاحمت ايجادکند،حادثه کربلا،به ما ياد می دهد که اگر دين اسلام را تحريف نکرده بودند، اگر اهل بيت«ع را از قرآن جدا ننموده بودند و اگر احکام اسلام تغيير نيافته بود، و عدهای به جاهليت برنگشته بودند، صحنه کربلا پيش نمی آمد و لذا اين تحريفات نشان می دهد، برای جلوگيری از تخريب بايد، عوامل آن را شناسايی و با آنها برخورد نمود اگر در حادثه عاشورا آزادی و انديشه بيان وجود داشت، امام و ياران باوفايش، می توانستند حقايق را برای مردم بازگو کنند، بنابراين اگر زمينه برای روشنگری و بصيرت فراهم شود، عوام فريبی در جامعه از بين می رود. برخی از دلايل وقوع حادثه کربلا،به تبليغات منفی دستګاه يزيد و عوام فريبی آنان و جو خفقانی که در جامعه وجودداشت، برمی گردد که حقيقت را برای مردم وارونه بازگو می کردند، و اگر به فردی مثل شمر لعين اعتراض می شود که چطور او بعد از صحنه کربلا، نماز می خواندو دعا می کند و می گويد خدايا مرا ببخش، شمر در پاسخ می گويد، من به وظيفه عمل کردم و طبق آنچه حاکمان به من گفته بودند، رفتار نمودم، در اينجا تحريف آيات قرآن به روشنی مشخص می گردد. به طور کلی ناآگاهی در جامعه ووارونه جلوه دادن حقايق، باعث سست شدن اعتقادات می شود، بنابراين بايدفضايی مناسب برای روشنگری در جامعه فراهم کنيم

ماندگاری درس های مکتب عاشورا

قيام امام حسين«ع» جهان اسلام را چنان تکان دادو تحولی عظيم در مسلمانان به وجود آورد که علاوه بر ابعاد مهم و نتايج مثمرثمر باعث بيداری عمومی مسلمانان شد مسلمانان مظلوم جهان نيز برای نجات از جور ستمگران، قيام اباعبدالله«ع» را سرمشق و الگوی خود قرار می دهند البته حادثه عاشورا، چنان شکوهمند است که حتی بر انديشه غيرمسلمانان نيز اثر گذاشته و سبب برانگيخته شدن عشق و علاقه و احترام آنان به امام حسين«ع» شده است كه مثال زنده اش رهبربرزګ انقلاب هندمهاتما گاندى است كه چين ګفته،

من زندگى امام حسين (ع)، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندم وتوجه کافى به صفحات کربلا نمودم و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد، بايستى از سرمشق امام حسين (ع) پيروى کند. عظمت قيام، اوج فداکاری و ويژگی های ديگر امام حسين«ع» و يارانش سبب شده که نويسندگان و انديشمندان بزرگ جهان، درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا اظهارنظرهای بسياری داشته باشند و حتی برخی از نويسندگان غيرمسلمان درباره اين واقعه عظيم کتب متعددی تأليف و تدوين کنند          جرج جرداق دانشمند و اديب مسيحی می گويد: «وقتی يزيد مردم را تشويق به قتل امام حسين«ع» و مأمور به خونريزی می کرد، آنها می گفتند: چه مبلغی پول به ما می دهی؟ اما انصار حسين«ع» به او گفتند: ما با تو هستيم و اگر هفتاد بار کشته شويم، باز می خواهيم در رکابت جنگ کنيم و کشته شويم.»

چارلز ديکنز نويسنده انگليسی هم می گويد: «اگرمنظور حسين، جنگ در راه خواسته های دنيايی بود، من نمی فهمم چرا خواهران وزنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام اينچنين فداکاری کرد.

اسلام يزيدي واسلام نبوی

اشاره به اينکه نهضت عاشورای امام حسين«ع» و تأثير آن در بيداری مسلمانان جای انکار نيست، تا جايی که می توان عاشورا را نقطه عطف بزرگی در تاريخ جهان اسلام خواند، «اين تأثير از آن جا آغاز شد که پس از حادثه عاشورا مسلمانان توانستند بفهمند که دو نوع اسلام مطرح است، اول اسلام يزيدي که فقط به درد زورگويان و زورمنداران می خورد و دوم اسلام نبوی که پيامبر گرامی اسلام(ص) آورده بود. اين مسئله تا قبل از واقعه عاشورا برمردم روشن نشده بود و اکثر مسلمانان بين اين دو تفکيکی قائل نبودند مگرتعداد انگشت شماری که صدای آنها هم به گوش مردم نمی رسيد، اما پس ازعاشورا، به ويژه در پی سخنرانی های حضرت زينب کبری(س) و امام سجاد«ع» وديگر پيام آوران شهادت امام حسين (ع)، كه دركاخ يزيد( ملعون) طنين افګندند اين تفکيک روز به روز تشخص يافت. اين تأثير عقيدتی، علمی و فرهنگی گسترده ای بود که شامل همه ملل در تمام دوران می شود و اين بينش، تفکييکی نسبت به دو اسلام يزيدي و نبوی به وجود آورد که تا امروز، هنوز هم به بيدارگری خود ادامه می دهد تا مسلمانان هيچ ستمی را در ساحت و سايه اسلام به رسميت نشناسند،عاشورا در طول قرنها پس از واقعه کربلا همواره نماد آزادانديشی و روشنفکری اسلامی بوده است. امام حسين(ع) نه تنها در آن روز به شهادت نرسيد، بلکه پس از آن زندگی جاويدان يافت و در ذهن همگان حق خواهی، آزادی و آزادگی را يادآور شد و امروز ما نيز به ماهيت پيام و قيام سيدالشهدا(ع) نيازمنديم تا اسلام اصيل و به دور از پيرايه که پيامبر اعظم(ص) به عالميان عرضه نمود را درک کنيم و آن را حفظ نماييم و باورهای خويش را از هرگونه جهالت و ضلالت به دور نگه داريم و درون انسانی خويش رااز بند برهيم تا بدين وسيله مقدمات برپايی نظام جهانی مبتنی بر عدالت و برپايه تعاليم جهان شمول اسلام را فراهم آوريم در حقيقت درس ها و عبرت های قيام حسينی در عصرحاضر و در فضای غبارآلود فتنه برخی از خواص هرچه بيشتر مرز حق و باطل راتعين می نمايد چرا که با تمسک به آموزه های مکتب عاشورا بهر می توان چهره نفاق مدعيان را شناخت و همه اين موارد نشان می دهد که نه تنها نياز بشردرعصر حاضر به قيام عاشورا از بين نرفته بلکه فزونی هم يافته است،تا چند روز ديگر عاشورا فرا می رسد عاشورايی که دامنه تاثير آن تا ابديت کشيده شده و چنان در عمق جانها و دلها اثر گذاشته که همه ساله، در اين روزها اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حريت شهادت حسين بن علی(ع) به نمايش گذاشته می شود.

نهضت حسينی و احياگری اسلامی

نهضت حسينی، از آن جايی که با ويژگی های خاص وانحصاری به وقوع پيوست تأثيرات شگرفی در صحنه سياسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی به جا گذاشته است و به جرات می توان گفت که اين نهضت و رفتار جهادگرايانه و شهادت گونه امام حسين(ع) به مومين اين فرصت را بخشيد تابتوانند ظرفيتهای خود را ارزيابی کنند و به بازسازی اهداف و رفتارهای خويش بپردازندتا پيش از اين نهضت، مردمان بسياری در ترديد بودند که آيا قيام عليه نظام های باطل و فاسد دينی جايز است و ياآن که اين امر خلاف آموزه های اسلامی است، اما نهضت حسينی به همگان اين بصيرت را بخشيد تا ترديدهای خود را کنار گذارند و حرکت های ستم ستيزانه راشکل دهنداگر محتوا و فلسفه همه حرکت های طول تاريخی پيامبران را برپايه عدالت خواهی و ظلم ستيزی تعريف و تبيين کنيم که آيه ۲۵ سوره حديد بيان می کند، می بايست گفت که نهضت حسينی به مردمان اين بينش و نگرش را ارزانی داشته تا به عنوان اسوه و سرمشق مبارزات عدالت خواهانه، انسان ها خود را مجاز بدانند تا با خون خويش اين هدف را پی گيری کنندبا نگاهی گذرا به روند تحولات پس از نهضت کربلا می توان دريافت که امام حسين(ع) چگونه توانست باخون خود و يارانش، بصيرت را به امت هديه کند و آنان را نسبت به فتنه ها ووضعيت اسف بار جامعه آگاه سازد تا آنان به عنوان وظيفه و مسئوليت خود دربرابر ستمگران بايستند و با ظالمان مبارزه کنند اين گونه است که از ميان همان شمشير به دستانی که در برابر آن حضرت(ع) درکربلا ايستاده بودند ويادر خانه هايشان در کوفه و بصره نشسته بودند جان برکفانی عليه ظلم و ستم يزيدی قيام می کنند و عرصه را بر عوامل فتنه بزرگ يزيدي تنگ می سازند و در نهايت موجبات فروپاشی نظام فساد يزيدی می شوند. تاثير حرکت امام حسين(ع) و جريان اصلاحاتی که آن حضرت در امت پيامبر(ص) انجام می دهد همواره در طول تاريخ عامل قيام های عدالت خواهانه توده های مردم بوده است. قيام های بزرگ وکوچکی که در عصر ديگر امامان(ع) رخ می دهد همه با ياد ثارالله بوده است در کشور هندوستان رهبرانی بزرگ و بيدار چون گاندی و جواهر لعل نهرو، امام حسين(ع) را الگوی خود در قيام عليه استعمارگران انگليسی معرفی می کنند و رهبرانی در نيجريه چون شيخ زاکزاکی با نام عاشورا توده های ميليونی را به حرکت درمی آورد و آنان را به سوی مبارزه با مظاهر فساد و تباهی و اصلاح امت اسلام در کشور خود دعوت می کندحرکت امام حسين(ع)جرقه ای در تاريکی و ظلمت غفلت ها بود تا مردان دريابند که چگونه امام حسين(ع) را به رضاخداج و قانون به شهادت می رسانند «اين حرکت بصيرت زا و روشنی افکن امام حسين(ع) بود که مردمان را بيدار کرد تادريافتند که چگونه اهل فريب و دغل با پول و ثروت و تبليغات دروغين عدالت را شهيد می کنند، تکريم شعائر الهی و ايام خدايی چون عاشورا از آن رو لازم است که ما را همواره بيدار نگه می دارد و هويت ما را به ما يادآور می شوداگر روزی از عاشورا غافل شديم بدانيم که راه بيراهه را برگزيديم و از هويت خود و مقصد اصلی بازمانديم

 آموزه های عاشورايی

نياز بشر به آموزه های عاشورايی پس از گذشت قرنها و پای نهادن به عصر تکنولوژی نه تنها از بين نرفته است، بلکه روزبه روز فزون تر می گردد. واقعه عاشورا با سه ويژگی زير به عنوان حادثه ای ماندگار و تأثيرگذار در طول تاريخ مطرح می باشد، اين واقعه يک ريشه و متن تاريخی مبتنی بر عقل و منطق دارد ضمن اينکه اين حادثه بر مبنای عقيده و انديشه است، با اين سه محور می توان دريافت که جريان کربلا،جريانی کاملا تاريخی است و در منابع تاريخی مثل منتهی الامال،لحوف و نفس المهموم هم بر اين مسئله تأکيد شده است که حتی ملائک و فرشتگان و موجودات مجرد در نظام هستی به مناسبتی در زمين نازل شدند و روضه خواندندو اين نشان دهنده حادثه منحصر به فردی است که حتی قبل از خلقت در نظام آفرينش وجود داشته و خداوند متعال آن را برای جامعه بشری تکوين نموده است از نظر عقلانی هم قيام امام حسين(ع) کاملا منطقی می باشد، «امام حسين(ع) باتوجه به شناخت شرايط زمانی، شناسايی توطئه ها و شناخت و عدم صلاحيت افراد و روا داشتن ظلم و ستم در حق دين، تاريخ و جوامع انسانی مردم را در مورد ظلم و ستم يزيد توجيه کردند حرکت و قيام امام حسين عقيده وجهاد بود و نه توسعه جغرافيايی و جريان سياسی خاص، «بحث حرمت شکنی يکی از مسائلی است که در قيام اباعبدالله(ع) از ناحيه دشمنان متوجه امام شد و امروزه هم می بينيم به دليل حرمت شکنی ها جايگاه افراد ناديده گرفته می شود و شخصيتهايی زياد مورد بی احترامی و حرمت شکنی برخی افراد معلوم الحال قرار می گيرند،فتنه هم يکی ديگر از ابزارهايی بود که دشمنان برای جريان عاشورا فراهم کردند و عده ای به اسم دين و ائمه حرکاتی می کردند که هيچ سنخيتی با نهضت و حرکت امام حسين(ع) نداشت و سعی داشتند با ظاهرسازی دينی و کارهای خلاف انديشه، اهداف امام را زير سؤال ببرند و اين نشان از فتنه ای داشت که در جريان حادثه عاشورا ملموس بود وامام حسين(ع) برای آنها قيام کرد، قيامی که در طول تاريخ منحصر به فرداست با توجه به درس های مکتب عاشورابايد عمق فتنه ها را بشناسيم و با فتنه گران که با ماهيتهای مختلفی درجامعه ظاهر می شوند برخورد شود، از اتهام گويی های غيرواقعی بپرهيزيم و بابصيرت دوست را از دشمن تميز دهيم

. عاشورا پرگاری برای ترسيم عشق

زلال عاشورا، در متن زندگی موميننين و در عمق باورهای پاک او جريان دارد و در طول قرنها، سيراب کننده جانها بوده است واينک نيز عاشورا پرگاری است که عشق را ترسيم می کند و قانونی است که ارزشها، احساسها، عاطفه ها، خردها و اراده ها بر گردش می چرخند. عاشورا دارای پيامها و عبرتهايی است که از پيامها بايد درس بگيريم و از عبرتها برای تکرار نشدن حادثه استفاده کنيم و يکی ازدرسهای مهم عاشورا امر به معروف و نهی از منکر است .

 

سخنران:  امام حسين پسر علی (ع)، مکان: منا زمان: ذي حجه سال ۶۰ هجري(يک سال قبل از عاشورا) حظار: ۲۰۰ صحابي پيامبر ۵۰۰ نفر از تابعين و صدها تن از آگاهان امت
مخاطب: همه ي تاريخ (شايد ما باشيم! به شرط اينکه به قيامت ايمان داشته باشيم !)
بسم الله الرحمن الرحيم

اعتبروا ايهاالناس بما وعظ الله به اوليا من سو ثنائه علي الاخبار اذ يقول : « لو لا ينهيهم الربانيون و الاخبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت» و قال : « لعن الذين کفروا من بني اسرائيل علي لسان داوود وعيسي ابن مريم ذلک بما عصوا وکانوا يعتدون، کانوا لا يتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا يفعلون »
اي مردم، بزرگان عبرت بگيريد از موعظهاي که خداوند به دوستان خود در قرآن ميفرمايداگر شما خود را اولياي خدا ميدانيد، و اگر دينداريد و مخاطب قرآن هستيد پس بيتفاوت نمانيد و احساس تکليف کنيد! آيا نديده ايد که خداوند چند بار در قرآن به روحانيون مسيحي و يهودي به شدت حمله فرموده و آنها را توبيخ کرده است که چرا مردان خدا در جامعه و حکومت بيعدالتي و فساد ديدند و سکوت کردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نکردند؟ و فرياد نکشيند؟ و نيز فرمود:«نفرين بر کساني از بني اسرائيل که کافر شدند. آنها که امر به معروف و نهي از منکر نکردند، و چه بد عمل کردندو انا عاب الله ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمه الذين بين اظهرهم المنكر والفساد فلا ينهونهم عن ذلك رغبه فيما كانوا ينالون منهم و رهبه مما يحذرون والله يقولك « فلا تخشوالناس واخشون » و قال : « المومنون والمومنات بعضهم اوليا بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » فبدالله بالامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه منه لعلمه بانها اذا اديت و اقيمت استقامت الفرائض كلها هينها و صعبها و ذلك ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر دعاه الي الاسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفيي والغنائم و اخذ الصدقات من مواضعها و وضعها في حقها
 خداوند علماي مسيحي، يهودي و روحانيون و آگاهان اديان قبل را نکوهش کرد زيرا ستمگراني جلوي چشم آنها فساد ميکردند و اينان ميديدند و سکوت ميکردند و دم برنميآوردند. خداوند چنين کساني را کافر خوانده و توبيخ کرده که چرا در برابر بيعدالتي و تبعيض و فساد در حکومت و جامعه ي اسلامي ساکت هستيد و همه چيز را توجيه و ماست مالي ميکنيد و رد ميشويد؟ چرا سکوت کرده ا يد؟ علت آن اين است که عدهاي از شما ميخواهيد که سبيلتان را چرب کنند و و عدهاي از شما هم ميترسيد که سبيلتان را دود بدهند. عدهاي طمع سفره داريد و سفرهي چرب ميخواهيد تا بخوريد و ميگوييد که چرا خودمان را به زحمت بيندازيم و با نهي از منکر و انتقاد و اعتراض ريسک کنيم؟ فعلا که بساط مان رو به راه است و دعهاي از شما نيز ميترسيد. اما مگر در قرآن نميخوانيد که فرمود از مردم نترسيد ازحاکمان و صاحبان قدرت و ثروت نيز نترسيد از من بترسيد! آيا شما ايا آيه را نديده ايد؟ آيا سوره ي توبه را نخوانده ايد که ميگويد زنان و مردان مومن نسبت به يکديگر ولايت اجتماعي دارند و حق دارند در کار يکديگر دخالت بکنند. به اين اندازه که يکديگر را امر به معروف و نهي از منکر کنند. خداوند اين حق و اجازه را داده است که شما نسبت به يکديگر بي تفاوت نباشيد بلکه حساس باشيد. اگر همين يک اصل امر به معروف و نهي از منکر يعني نظارت دائمي و انتقاد و اعتراض و تشويق به خيرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بي عدالتي و تبعيض اجرا بشود بقيهي فرائض . تکاليف الهي نيز اجرا مي شودو همين يک حکم را شما عمل بکنيد! نترسيد! دنبال دنيا نباشيد! سورچران نباشيد! اما هيهات که شما اهل همين يک تکليف هم نيستيد. ولي من هستم. امر به معروف و نهي از منکر دعوت به اسلام و دين است منتها دعوت زباني تنها نه که اي مردم بياييد و مسلمان شويد! اسلام خوب است و به بعضي شبهاتتان پاسخ بدهيم و تمام. اما نهي از منکر با رد مظالم، جبران همهي بي عدالتي هايي که ميشود و شده است. و نه صرفا گفتن اينکه عدالت خوب است و ظلم بد است. يعني در برابر ظلم و ستمهايي که شده، ايستادن و آنها را عقب زدن و جبران بي عدالتي ها، وظيفه عملي شماست. بايد درگير شويد و با ستمگران، چشم در چشم بايستيد و بگوييد:"نه!"بايد انتقاد و اعتراض کنيد و يقه شان را بگيريد.تقسيم عادلانه بيت المال و اموال عمومي و توزيع عادلانه ثروت حکم خداست. گرفتن ماليات از ثروتمندان و هزينه کردن آن به نفع فقرا ادامه همان تکليف است. شما گروهي که به آدمهاي خوب مشهوريد و عالمان دين خوانده ميشويد، به خاطر خداست که در نزد مردم هيبت داريد و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب مي برند., ثم انتم ايتها العصابه عصابه بالعلم مشهوره و بالخير مذكوره و بالنصيحه معروفه و بالله في انفس الناس مهابه . يها بكم الشريف و يكرمكم الضعيف و يوثركم من لا فضل لكم عليه و لايد لكم عنده , تشفعون في الحوائج اذا امتنعت من طلابها و تمشون في الطريق بهيبه الملوك و كرامه الاكابر. اليس كل ذلك انما نلتموه بما يرجي عندكم من القيام بحق الله و ان كنتم عن اكثر حقه تقصرون فاستخففتم بحق الائمه  شما به نام دين از شما حساب مي برند و و احترام مي گذا رند و شما را بر خودشان ترجيح مي دهند. در حالي که هيچ فضيلتي بر آنها نداريد. و هيچ خدمتي به اين مردم نکرده ايد. و مردم مجاني براي شما احترام قائل اند. و شفاعت شما را مي پذيرند. شما به نام دين است که اعتبار و نفوذ کلمه داريد. در خيابان ها مثل شاهان نام مي بريد. و با هيبت و کبکبه رفتار مي کنيد. به راستي چگونه به اين احترام و اعتبار اجتماعي رسيده ايد. فقط به اين علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قيام کنيد. اما شما در اغلب موارد از انجام وظيفه و احقايق حق الهي کوتاهي کرده ايد و حق رهبران الهي را کوچک شمرده ايد. فاما حق الضعفا فضيعتم و اما حقكم بزعمكم فطلبتم . فلا ما لا بذلتموه و لا نفسا خاطرتم بهاللذي خلقها و لا عشيره عاديتموها في ذات الله انتم تتمنون علي الله جنته و مجاوره رسله و امانا من عذابه . لقد خشيت عليكم ايهاالمتمنون علي الله ان تحل بكم نقمه من نقماته لانكم بلغتم من كرامه الله منزله فضلتم بها و من يعرف بالله لا تكرمون و انتم بالله في عباده تكرمون و قد ترون عهودالله منقوضه فلا تفزعون و انتم لبعض ذمم آبائكم تفزعون و ذمه رسول الله صلي الله عليه و اله محفوره و العمي والبكم والزمني في المدائن مهمله لا ترحمون و لا في منزلتكم و لا من عمل فيها تعينون و بالادهان و المصانعه عندالظلمه تامنون , كل ذلك مما امركم الله به من النهي و التناهي و انتم عنه غافلون . و انتم اعظم الناس مصيبه لما غلبتم عليه من منازل العلما لو كنتم تشعرون . * حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضييع کرده ايد. شما نسبت به حق ضعفا و محرومين کوتاه آمده ايد. اين حقوق را ناديده گرفته ايد و سکوت کرده ايد اما هر چيز که فکر ميکرديد حق خودتان است مطالبه کرديد. شما هر جا حق ضعفا و مستضعفين بود کوتاه امديد و گفتيد ان شاءالله خدا در آخرت جبران ميکند اما هر جا منافع خودتان بود ان را به شدت مطالبه کرديد و محکم ايستاديد. شما نه مالي در راه خدا بذل کرديدو نه جانتان را در راه ارزشها و عدالت به خطر انداختيد و نه حاضر شديد با قوم و خويش ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجراي عدالت و اسلام درگير بشويد. با همه ي اين کوتاهي ها از خدا بهشت را هم ميخواهيد؟ پس از همه ي اين عافيت طلبي ها و دنيا پرستي ها منتظريد که در بهشت همسايه ي پيامبران او باشيد! در حالي که من ميترسم خداوندج در همين روزها از شما انتقام بگيرد. خداوندج از شما انتقام خواهد گرفت. مقام شما از کرامات خداونداست. دستاورد خودتان نيست. شما مردان الهي و مجاهدان و عدالت خواهان را اکرام و احترام نميکنيد و تکليف شناسان را قدر نميدهيد. حال آنکه به نام خداج در ميان مردم محترميد. ميبينيد که پيمانهاي خدا در اين جامعه نقض ميشود و آرام نشسته ايد و فرياد نميزنيد اما همين که به يکي از ميثاقهاي پدرانتان بي حرمتي شود داد و بيداد به راه مياندازيد. ميثاق خدا و پيامبر خدا زير پا گذاشته شده، شما آراميد، سکوت کرده و آن را توجيه ميکنيد. حال ميثاق پيامبر در اين جامعه تحقير شده است؛ لالها، زمينگيران، کوران، فقرا وبيچارهها در سرزمينهاي اسلامي بر روي زمين رها شده اند و بيپناهند و کسي به اينها رحم نميکند. شما به اين وظيفه ي ديني و الهي تان عمل نميکنيد و کسي مثل من هم که ميخواهد عمل کند، کمکش نميکنيد. ميثاق خدا ج اين است که بيچارهها و زمينگيرها نبايد در شهرها گرسنه بمانند و کسي به دادشان نرسد. اين ميثاق خداست و شما خيانت کردهايد. شما مدام به دنبال ماست مالي و مسامحه؛ يعني سازش با حاکميت هستيد تا خودتان امنيت داشته باشيد، ولي امنيت و حقوق مردم برايتان مهم نيست. فقط امنيت و منافع خودتان برايتان مهم است.همه ي اينها محرّمات الهي بود که ميبايست ترک ميکرديد و نکرديد. ذلك بان مجاري الامور والاحكام علي ايدي العلمات بالله الامنا علي حلاله و حرامه فانتم المسلوبون تلك المنزله و ما سلبتم ذلك الا بتفرقكم عن الحق واختلافكم في السنه بعد البينه الواضحه . و لو صبرتم علي الاذي و تحملتم الموونه في ذات الله كانت امورالله عليكم ترد و عنكم تصدر و اليكم ترجع و لكنكم مكنتم الظلمه من منزلتكم واستسلمتم امورالله في ايديهم يعملون بالشبهات و يسيرون في الشهوات . سلطهم علي ذلك فراركم من الموت و اعجابكم بالحياه التي هي مفارقتكم , فاسلمتم الضعفا في ايديهم فمن بين مستعبد مقهور و بين مستضعف علي معيشته مغلوب , يتقلبون في الملك بارائهم و يستشعرون الخزي باهوائهم اقتدا بالاشرار و جراه علي الجبار , في كل بلد منهم علي منبره خطيب يصقع , فالارض لهم شاغره و ايديهم فيها مبسوطه و الناس لهم حول لا يدفعون يدلامس , فمن بين جبار عنيد و ذي سطوه علي الضعفه شديد , مطاع لا يعرف المبدي المعيد فياعجيا و مالي اعجب و الارض من غاش غشوم و متصدق ظلوم و عامل ] لا [ علي المومنين بهم غير رحيم . فالله الحاكم فيما فيه تنازعنا والقاضي بحكمه فيما شجر بيننا. * شما ميبايست اين ستمگران و فاسدان را نهي از منکر ميکرديد و نکرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نماينده ي اسلام ميدانستند. مجراي حکومت و مديريت و رهبري جامعه بايد به دست علماي الهي باشد که امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاري کرديد که اين مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراکنده و متفرق شديد و در سنت الهي اختلاف کرديد با اين که همه چيز روشن بود. اگر حاضر بوديد زير بار شکنجه و توهين، مخالفت کنيد و در راه خدا رنج ببريد، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بي عدالتي و ستمگران، تمکين و امور الهي و حکومت را به اينان تسليم کرديد، حال آنکه آنان به شبهات عمل ميکنند و طبق شهوات خود حکومت ميکنند و دين را از حکومت تفکيک کردند. فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط کردند، شما به زندگي دنيايي چسبيده ايد و حاضر نيستيد از آن جدا شويد.اما بدانيد که هر کس در راه خدا ج کشته نشود، عاقبت ميميرد.آيا گمان ميکنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده ميمانيد؟ اما اگر شهيد نشويد، مدتي بعد با ذلت ميميريد. شما از دنيا دست بر نميداريد، اما دنيا از شما دست برميدارد. پس اي علماي الهي، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداکاري کنيد. شما اين ضعفا و مستضعفين و فقرا و محرومين را دست بسته تحويل دستگاه ظالم داده ايد. گروههايي از مردم برده ي اينان شده اند و مثل برده هاي مقهور و شکست خورده، زير دست و پاي آنان له ميشوند. عدهاي نان شب شان را نميتوانند تهيه کنند. در هر شهري عده اي را گماشته اند که افکار عمومي را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نميتوانند دستي را که به سمتشان ميآيد تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همه ي اين صحنه ها را ميديديد و کاري نميکرديد. اينان عده اي ستمگر و صاحبان قدرت اند که عليه ضعفا و محرومين بسيار خشن عمل ميکنند و به روش غير اسلامي حکومت ميکنند و متاسفانه بي چون و چرا هم اطاعت ميشوند. در حالي که نه خدا را ميشناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب ميکنم از شما که اين زمين زير پاي ظالمان صاف و پهن است، عده اي باج بگير حکم ميرانند، و کارگزاران حکومت هم بويي از عاطفه و انسانيت و مهرباني نبرده اند و شما هم باز ساکتيد. اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك ويامن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك . فان لم تنصرونا و تنصفونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفا نور نبيكم . و حسبناالله و عليه توكلنا و اليه انبنا و اليه المصيرخدايا تو ميداني که قيام ما له له زدن براي سلطنت، تنافس در قدرت و گدايي دنيا و شهرت نيست، بلکه تنها براي برپاکردن نشانه هاي دين تو قيام کرديم. اين علامتهاي راهنمايي و تابلوهاي راه را انداخته اند و من ميخواهم دوباره اين تابلوها را برپاکنم. قيام براي اين است که مردم گيج و گمراه شده اند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب زده ها بپاشيم تا بيدار شوند(امام حسېن (ع) بېشتر از آب تشنه لبېک بود. افسوس که بجاې افکارش, زخمهاې تنش را نشانمان دادند و بزرگترېن دردش را بې آبې نامېدند

خداوند دورودوبرپيامبربزرګوارت  وخاندان پاكش كه افتخارنبوت وامامت را به آنها عطا نمودي.

 

صاحبزاده نالان