ګلي من
سرتاقدمت ګل
طرز ی سخنت ګل
ګل غنچه دهن استي
چشمك زدنت ګل
ګلچهره سمن استي
خوشبوبدنت ګل
ګل ترا سلام كند
رعنا رفتنت ګل
به قد سرويت نازم
قدم زدنت ګل
اي راحت جان من
لب خنديدنت ګل
دل را نثار كنم
قهرشدنت ګل
من بي توفقيرم
مهروديدنت ګل
نالان بدنام شهر
توجان وتنت ګل
+ نوشته شده در شنبه دوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط صاحبزاده نالان
|